بسم الله الرحمن الرحیم

مناجات
* * * * * * * * * * * * *
بهار آرام مىآيد به ديدار گل نرگس نسيم فتح و پيروزى ز گلزار گل نرگس صبا بر صحن باغستان سرود مهر مىخواند گلاب از عرش مىريزد به دربار گل نرگس گل ناهيد مىسوزد زهجران دل عاشق ستاره کام مىگيرد ز ديدار گل نرگس رواق ابروى احمد، فروغ ديده آدم توان نور خورشيدى ز رخسار گل نرگس قرار زورق نوح، و حجاب نيل موسايى عروج قامت عيسى ز انوار گل نرگس بهاران، مژده ميلاد مهدى را بيان دارد تمام قدسيان ديگر پرستار گل نرگس گل نرگس ز چشم عاشقان پنهان نمىماند خوشا چشمى که مىماند وفادار گل نرگس خوشا چشمى که مىگريد به شوق ديدن رويش خوشا قلبى که مىباشد گرفتار گل نرگس بگو اى جلوه سينا بگو اى عروةالوثقى جهان آرام مىگيرد ز گفتار گل نرگس بگو اى زاده زهرا، بگو اى صاحب دلها بگو اى آخرين معصوم و مهيار گل نرگس منم فرزند مکه، جان احمد، وارث حيدر يدالله فوق ايديهم بود يار گل نرگس منم مصلح، منم منجى، منم هادى، منم مهدى منم غمخوار محرومان و دلدار گل نرگس گل سوسن، گل مريم، گل اختر، گل لاله گل اميد مىرويد ز گلزار گل نرگس گل ديگر نمىخواهم بجز باغ گل زهرا دل مشتاق آشفته خريدار گل نرگس

فرازی از مناجات شعبانیه
پروردگارا روح مقدس محمد صلی الله علیه و آله و سلم، را در اعلی علیین به جوار خویش بپذیر
و به پاداش رنج ها و زحمت هایی که آن روح مقدس در راه رضای تو و سعادت بندگان تو به خود پذیرفته ، قرین رضا و مسرتش فرما.
آنچنان بر منزلت و مرتبتش بیفزای که از آفریدگان تو ، هیچکس همسنگ و هموزن وی نباشد و بر فرشتگان مقرب و پیامبران مرسل تو برتری و مهتری گیرد.
و همچنان فرزندان صالح و پیروان صادق او را از شفاعت و محبتش بهره مند ساز و بیش از آنچه ما را به اکرام و انعام وعده فرموده ای ، انعام و اکرام فرمای.
خداوندا ، ای تو که بندگانت را به وفاداری فرمان داده ای ؛ ای تو که از هر وفادار ، وفادارتری و از هر بخشنده ، افزون تر و مطلوب تر همی بخشی.
تو اگر بخواهی بر دفتر کردار بندگانت به جای گناه ، ثواب بنویسی و عوض کیفر ، پاداش فراوان فرستی.
*************
بوده دل بيقرار، يكسره چشم انتظار
تا كه ببيند تو را، ای ضربان بهار!
غايب سبز صبور! چشم تو، يك چشمه نور
لذت يك دم حضور، كرده مرا بی قرار
نبض زمان، دست توست! جمله جهان، مست توست
غرق دعا می شوم، تا كه شوی آشكار
سبز خرامان تويی! باد گل افشان تويی!
پرده غيبت بدر، از سر رحمت بيار
نيت پروازكن، نغمه ما سازكن
لب به سخن بازكن، ای صنم گلعذار!
عالم و آدم تمام، منتظران قيام
تا بفرستی پيام، سر برسد انتظار
ارمغان فشمی
يوسف مصری نمی آيد به كنعان دلم
بازسر را می گذارد غم به دامان دلم
بی حضورچتر دستانت ببين يعقوب وار
مانده ام امشب دوباره زير باران دلم
خوب می دانی زليخای جنون با من چه كرد
پاره شد در ماتم عصمت گريبان دلم
نوح من ! خاصيت عشق است امواج بلند
كشتی ات را بشكن و بنشين به طوفان دلم
كی بهارت می وزد بر گيسوان حسرتم
كی نگاهت می شود ای خوب مهمان دلم ؟
تا بگويی با من از عريانی اندوه خويش
تا بگويم با تو از اسرار پنهان دلم
بوی پيراهن مرا كافی است تا روشن شود
چشم تاريك و شب خاموش كنعان دلم
فاطمه تفقدی
|
+| نوشته شده توسط
شمس الدین ریکا دلجو در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385
|